تبليغاتX
نوشته هایی از لبنان
کلام زیاد است ولی من هم حرفهایی دارم

خلود 12 ساله مبتلا به سرطان است . او در بیمارستان خواب می بینه که داره عروسی می کنه  . پدر و مادر خلود سعی می کنن که آروزی دخترشون و برآورده کنن . هم اتاقی او نیز که همسن اوست نامزد ازدواج با او می شه.

 

او در حالی وارد تالار عروسی می شد که صدای گریه پدر و مادر او به گوش می رسید .

خدایا تمام بیماران را شفا بده .

 

+ نوشته شده در  شنبه 20 مهر1387ساعت 22:22  توسط مجید غروی   |